-اینجا از هر رنگ و نژاد و زبانی آدم هست و همه در کنار هم به زبان انگلیسی درس می خونیم و امتحان میدیم.
-به عنوان یکی از دویست دانشگاه برتر دنیا، جو دانشگاه به طور دلپذیری برای درس خوندن راحته. از طرز طراحی میز و صندلی ها و تعداد اتاق های کامپیوتر گرفته تا محل کافی شاپ ها و تعدد دستگاه های مایکرو ویو برای دانشجوهایی که غذاشونو خودشون می پزن یا میارن.
-من تفاوت زیادی بین امکانات نمی بینم، حتی بین معلومات دانشجوهای اینجا و دانشجوهای دانشگاه خودمون.
*تفاوت آشکاری که من برای اولین بار دیدم تاکید زیاد روی "جمعی" درس خوندن بچه هاست.*
توی زاویه های خالی هر کریدوری از دانشگاه که ببینین، یه میز و چند تا صندلی گذاشتن برای بچه هایی که کار گروهی باید انجام بدن.
هر درسی که تا به حال داشتم مجبور بودم توی یه کار گروهی هم شرکت کنم. همیشه اساتید، گروه ها رو طوری انتخاب می کنن که تفاوت بین اعضای گروه تا جایی که میشه زیاد باشه و این، نهایتا، کار گروهی رو جذاب تر و نتیجه ارو بهتر می کنه. چون همیشه بحث و تعامل باعث میشه از همدیگه یه چیزی، هرچقدر کوچیک، یاد بگیریم. بجه هایی که مثلا توی زمینه ی مالی قوی ترن به بجه های بازاریابی کمک می کنن؛ اونی که زبانش قو ی تره اشکالات نوشته های اون یکی رو می گیره و...
هر درس به مدت پنج هفته به طور فشرده تدریس میشه و در این مدت دانشجوها که به دسته های چهار نفری با ملیت های متفاوت تقسیم شدن، باید یک پروژه ی گروهی عملی رو با استفاده از تئوری های تدریس شده انجام بدن. هر هفته یک گزارش کامل از فعالیت گروه باید سر کلاس ارائه بشه و دانشجوهای دیگه هم بدون دخالت استاد باید کار گروه های دیگه ارو بررسی و نقد علمی کنن. در گزارش نهایی، یک مقاله ی کامل تحویل داده میشه که قسمت اصلی نمره دانشجوها بر این اساس محاسبه میشه.
اینطوری هم طرز بهتر کار کردن با وجود تفاوت های فرهنگی و زبانی و هم طرز درست نوشتن مقالات و آماده کردنشون در تاریخ نهایی تعیین شده ارو یاد می گیریم. همینطور طرز بیان مسئله و سخنرانی علمی رو هم تمرین می کنیم.
*تفاوت دیگه ای که اینجا با دانشگاه خودمون داره اینه که اساتید به اندازه دانشجوها و حتی بیشتر در تدریس و کارهای دانشجویی فعالیت دارن.*
منظور من از "تفاوت"، در میزان زحمت کشیدنِ استاد نیست. منظور من، میزان "مشارکت"ِ استاد در کارهای دانشجوییه. یه مثال ساده بزنم. توی اولین درسمون، استاد یه اردوی یه روزه تدارک دید با ناهار و سخنرانی بچه های فارغ التحصیل موفقی که مثلا دو سال قبل دانشجوی درسش بودن. بین سخنرانی ها می رفتیم بیرون و با استادمون بازی می کردیم. سر امتیاز بحث می کردیم و ... هردفعه که برمی گشتیم توی ساختمون، استاد می رفت بالای سن و از بازی هایی که چند دقیقه ی پیش می کردیم یه مثال مدیریتی آنالیز شده ی خیلی "تمیز" برای ما میزد.
اینجا اساتید باید یک روز قبل از هر کلاسی، اسلاید هایی که می خوان از روشون درس بدن رو روی وب سایت درس، که همه دانشجوها بهش دسترسی دارن، بذارن تا بچه ها مطالعه کنن و سوال هاشون رو روز بعد بپرسن. این موضوع واقعا روی یادگیری تاثیر میذاره.
هیچ دانشجویی نباید درسی رو حفظ کنه و جواب پس بده. باید "بفهمه" و روی کار شخصی و گروهیش تاثیر بده. یک ماه طول کشید تا من این تفاوت رو بین سیستم آموزشی ایران و اینجا بفهمم.
مثلا اگر قرار بود فصل 1 تا 5 رو برای هفته ی اول بخونیم و جواب یه سول رو بدیم، من می نشستم خط به خط کتاب رو می خوندم و مثلا سه صفحه در مورد prototype می نوشتم. بعد که می فهمیدم می نیمم نمره ارو گرفتم واقعا تعجب می کردم. بعد از دو، سه مورد فهمیدم اینجا من باید نظر شخصی خودمو در رابطه با تئوری های توی کتاب بنویسم. و نحوه ی ارزیابی تکالیف اینطوریه که هرچقدر در آنالیز موقعیت مطرح شده توی سوال ها خلاقیت نشون بدی، نمره ی بالاتری می گیری، اما به شرطی که خلاقیتت مبنای علمی قوی ای داشته باشه.
هر استاد سخنرانی در هر درس حداقل یک یا دو کمک داره که معمولا یا اونها هم استاد هستن یا دانشجوهای دکترا هستن و به استادِ درس، توی مسائل مختلف مثل طرح تکالیف یا ارزیابی presentation گروه ها کمک می کنن.
اینجوری ضعف هر استادی تو بعضی زمینه ها کمتر نمود یا تاثیر پیدا می کنه.
(ادامه دارد...)
-اینجا می تونین یه فیلم با اطلاعات کافی در مورد دانشکده ی مدیریت دانشگاه اومئو ببینین.
دانشگاه اومئو (Umeå) پنجمین دانشگاه بزرگ سوئد از لحاظ تاریخچه ی فعالیته. شهر اومئو پنجمین شهر بزرگ سوئد از لحاظ جمعیته و در شمال سوئد (سیصد کیلومتری خط قطبی شمال) قرار داره.
دانشکده ی مدیریت دانشگاه اومئو ۱۵۰۰ تا دانشجو در رشته ها و رده های مختلف داره از جمله مدیریت مالی، بازاریابی، مدیریت (رشته ای که الان دارم می خونم)...
ژویا، چانگ، جوزفین؛بچه های گروه درس دو- PEOPLE – THE HUMAN SIDE OF ORGANIZING

دیتر فان هوک، هم گروهی درس شش- روش تحقیق در مدیریت

هاپکینز، هم گروهی درس سه- PROJECT MANAGEMENT

سخنرانی یکی از گروه ها سر کلاس، درس پنج- PRODUCT PLANNING AND DEVELOPMENT

آندریاس، مائوریتز، املی؛هم گروهی های درس پنج- PRODUCT PLANNING AND DEVELOPMENT

محیط مرکزی دانشکده مدیریت



سالن مجلات

قسمتی از کتابخونه، سالن مطالعه ی اصلی

این یه ساعت دیجیتال کاملا اتوماتیکه، به سقف سالن اصلی کتابخونه وصله و متشکل از تعدادی آینه است که با سیم به چندتا موتور روی سقف وصل هستن و با عوض شدن دقیقه ها و ساعات، جا به جا می شن. یه فیلم گرفتم از جا به جا شدنشون، شاید بعدا براتون آپلود کردم.



یکی از راهرو های دانشکده ی زبان

این یه گلیمه:

