
وزش نسیم بعد از بارون نم نم... اونقدر ملایم که شاخه های سپیدارو کمی تکون بده و لکه های روشنی عصر اولین روزای تابستونی رو روی چشمات به رقص در بیاره... گاهی از میون لکه ها ، آفتاب شوخ و شنگی در میاد و خنکای صورتتو می بوسه و فرار می کنه...
تو، رو به آسمون دراز کشیدی و به نغمه رود و برگ های سپیدار گوش میدی و آرامشت رو با یه لبخند نرم، چاشنی رؤیای شیرین پشت پلک هات می کنی...
