تبليغاتX
زندگی - پیشواز ماه خدا

زندگی

رؤیاهایت را فرومگذار،که بی آنان زندگانی را امیدی نیست و بی امید، زندگی را آهنگی نباشد...

 

خدایا!

 

 چون به ضیافت تو می آیم

مرا امان بده

از شرّ خودم


 

و جانم را به نورت روشنایی ده

تا به سویت بازگردم

با قلبی مطمئن و دلی آرام

 

 

و شجاعتم بخش

تا هرگز فراموش نکنم

لطف بی نهایت تو را...

هرگز...

 

 

حیلت رها کن، عاشقا! دیوانه شو، دیوانه شو

واندر دل آتش درآ، پروانه شو، پروانه شو

 

هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن

وانگه بیا با عاشقان همخانه شو، همخانه شو

 

رو، سینه را چون سینه ها هفت آب شو از کینه ها

وانگه شراب عشق را، پیمانه شو، پیمانه شو

 

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می روی، مستانه شو، مستانه شو

 

آن گوشوار شاهدان همصحبت عارض شده

آن گوش و عارض بایدت، دردانه شو، دردانه شو

 

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما

فانی شو و چون عاشقان، افسانه شو، افسانه شو

 

تو لیلة القبری، برو تا لیلة القدری شوی

چون قدر مر ارواح را، کاشانه شو، کاشانه شو

 

قفلی بود میل و هوی، بنهاده بر دلهای ما

مفتاح شو، مفتاح را دندانه شو، دندانه شو

 

گر چهره بنماید صنم، پر شو از او چون آینه

ور زلف بگشاید صنم، رو شانه شو، رو شانه شو

 

یک مدتی ارکان بدی، یک مدتی حیوان بدی

یک مدتی چون جان شدی، جانانه شو، جانانه شو

 

+ نوشته شده در  2007/9/12ساعت 23:55  توسط گلناز  |