تبليغاتX
زندگی - دو
خیره شدم به قرمزی چشماش... به بازی بازیِ انگشتاش... به نحیفی تنش...

- چی می شد اینهمه خاطره رو با غصه ی "چطور یادم بره" نمی کاشتی تو دل من؟

یه درد ظریف از قلبم کشید به گلوم، شد یه بغض بزرگ.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 21 توسط گلناز |