نیش هایتان را در دلم فرو کنید
زهر کلامتان را یک جرعه خواهم نوشید...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 11 توسط گلناز
|

بشنوید: بارون می باره، قسمت اول: (کیفیت 160، حجم 1.4 مگابایت )بارون می باره...بارون می باره...از ابرا داره آسمون می بارهتوی هر قطرهاشک ستارهداره رو گل و گلدون می بارهبارون می باره...بارون می باره...بارون می باره...بارون می باره... نیگا کن توی آسمون آینه ها روتو هر قطره ای عکس شهرای مارو زمین جگر تشنه واکن لباروبنوش قطره های شراب خدا روغماتو فراموش کنتا می تونی می نوش کنبا رنگای دیوونه گلچشمامونو مدهوش کن... بشنوید: بارون می باره، قسمت دوم: (کیفیت 128، حجم 995 کیلو بایت )نگاه کن که ابرا چقدر شاد می بارنبا آواز و با شور و فریاد می بارنمی بارن ، تموم میشن و میرن امابه هرگوشه ای بذر میلاد می بارن تو هم همچو ابر بهاربه دشت های فردا ببارتموم شو، گذر کن، بروبمون در هزار تا بهار بارون می باره...بارون می باره...بارون می باره...بارون می باره... (ترانه ای با صدای مرضیه)_____________________________پی نوشت:با توجه به درخواست دوستان، بالاخره موفق شدم نوار کنسرت خانم مرضیه رو پیدا کنم. نشستم و نزدیک 3 ساعت کنسرت رو گوش دادم تا به این آهنگ برسم و ضبطش کنم که البته خالی از لطف نبود و با خاطراتی که از شنیدن دوباره آهنگ ها به یادم میومد حسابی لذت بردم.در مورد کنسرت فکر می کنم حدود ده سال پیش اجرا شده. ارکستر خیلی قوی و بزرگی داره. اجرای این آهنگ حدود 7 دقیقه بود که با توجه به حجم زیادی که می گرفت و پرش های نوستالژیک !!! نوار ویدئویی خودم، قسمت های سالم رو در دو قسمت، جدا و آپلود کردم تا شما هم راحت تر دانلودش کنین. قسمت اول سالم تره با کیفیت بالاتر ولی قسمت دوم متاسفانه پرش داره.برای دوستانی هم که براشون فرقی نمی کنه، کل آهنگ رو با کیفیت 128 آپلود کردم (حجم 6.3 مگابایت، بشنوید ). بالای قسمت های مرتبط لینک دادم. امیدوارم استفاده کنین. 
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 2 توسط گلناز
|
ساعت هاست...
در سکوت یک اتاق تاریک خوابیده ام
با چشمانی باز...
از هیاهوی ذهنم، خوابم نمی برد.
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 3 توسط گلناز
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 1 توسط گلناز
|
کلمات، بازیچه اند
گاهی سرگرم کننده، گاهی خطرناک.
تنها وقتی بازی کن
که بتوانی مسئولیتشان را قبول کنی.
+
نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 20 توسط گلناز
|
من فراموش کردم
و تو پل هایت را خراب کردی
تبدیل به هاله ای کوچک شدی
در حال دست و پا زدن
آن سوی یک فضای خالی
به بزرگی خاطرات فراموش شده
گاهی صدایت را می شنوم
دیگر چه سود؟!
+
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 12 توسط گلناز
|