تبليغاتX
زندگی

 

من که به فرسایش واژه ها خو کرده ام

و من- بازآفریننده ی اندوه

هرگز ستایشگر فروتن یک تقدیر نخواهم بود

هرگز تسلیم شدگی را تعلیم نخواهم داد

زیرا نه من ماندنی هستم نه تو

آنچه ماندنی است، ورای من و توست.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت: این قطعه شعر از فواید خانه تکانی های کمد فائزه است و پیدا کردن دست نوشته ها و مرور خاطراتی که به طرز جالب و معجزه آسایی فراموش شده اند. این یکی، شروع دست نوشته ای درباره داستان یک مرداب، به خط من بود. کلماتی که خودم نوشته بودم و بعد از دو سال، برایم بی نهایت غریب بودند.

شاید در پست های بعدی، غنائم خانه تکانی کمد خودم رو اینجا بذارم!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 22 توسط گلناز |

 

عبدالکریم سروش توی یکی از سخنرانی هاش می گه:

" آدمی، آدمی است به اخلاق او؛ وگرنه علم، فصل ممیز آدمی از دیگر حیوانات و حتی جمادات نیست! سعدی می گفت: به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ داند/ که همان سخن بگوید به زبان آدمیت. اگر امروز بود می گفت: به حقیقت آدمی باش وگرنه کامپیوتر هم می تواند مسائل ریاضی حل بکند! لذا حتی حل مسائل ریاضی و تعقل ریاضی که در میان فعالیت های آدمی برترین آن ها شمرده می شود امروز از جمادی هم بر آمدنی است. اما آن چه در آدمی هست و در دیگران نیست همان قصه ی ارزش هاست، خوب و بد و زشت و زیبا و حسن و تقبیح و درصدر همه ی آن ها، مسئله ی عشق ورزیدن که مختص آدمی است. بنا به تعریف حکیمان، انسان حیوان ناطق است. یعنی هم سخن می گوید و هم پس ِ سخن گفتن او فکری وجود دارد. اما نزد عارفان، انسان حیوان عاشق است. یعنی جانوری که جان دارد و شعور دارد و توانایی عشق ورزیدن و محبت ورزیدن دارد. مولانا می گفت: این چنین خاصیتی در آدمی است/ مهر حیوان را کم است آن از کمی است..."

 

به نظر من نه تنها خوب بودن سهل ترین کار نیست که بنا به تعریف بالا (انسان حیوان عاشق است و فصل ممیزش با سایرین، محبت ورزیدن) انسان بودن سخت ترین کاره. چون مستلزمش عاشق بودن و محبت ورزیدن و اخلاق مدار بودنه و هر سه این ها در تضاد با عاقل بودن و محاسبه ی سود و زیانه. همه ی ما در خلوت خودمون و در تئوری های خودمون دوست داریم اخلاق مدار باشیم اما در عمل و در لحظه، عاقل می شیم و به سود و زیان خودمون فکر می کنیم. پس به نظر من انسان بودن سخت ترین کار و حیوان بودن سهل ترین کاره.

از خدا باید توفیق شفقت بر خلق و مجاهدت با نفس رو بخوایم که یک کار عاشقانه است. چرا که همه ی ما شفقت بر نفس و مجاهدت با خلق رو انجام می دیم که کاری عاقلانه است.

 

__________________________________________

پی نوشت:

 

محسن یه آنتی تز خوب به پست " خیلی دیر... خیلی" داده بود که نهایتا به یه نتیجه خیلی هوشمندانه رسیده. با توجه به اینکه مدت نسبتا طولانی از پستم گذشته، برای تشکر از دوست خوبم و برای اینکه بحث رو ادامه بدیم و شما هم نظر بدین، قسمتی از کامنتش رو به صورت یه پست اینجا گذاشتم.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 23 توسط گلناز |