
بعد از یه پرواز چهارساعته، ۵ ساعت توی فرودگاه استانبول باید منتظر پرواز استانبول-تهران باشم.
فرودگاه استانبول برعکس فرودگاه های سوئد، آرلاندای استکهلم و لندوتر گوتنبرگ، خیلی زرق و برق دار و رنگیه. پر از انواع اقسام مغازه های تکس فیری عطر و مش.روب و سیگار و انواع برند ساعت و عینک و لوازم آرایشی. فرودگاه های استکهلم در عوض جمع و جور و به نسبت سر و ساده ان. یه جوری که حس می کنی اون چیزی که باید باشه هست اون چیزی که نباید نه. توضیحش یکم سخته. به نظر من فرودگاه های سوئد هم مثل سوئدی ها به اندازه ای که "منطقی" باشه زرق و برق دارن.
خلاصه، یک ساعتی رو بین مغازه های فرودگاه استانبول می گشتم و چند تا منظره ی جالب هم دیدم. بهترینش یکی از مامورهای امنیتی فرودگاه بود که بدون هیچ نگرانی یا احساس خجالتی یه شیشه ادکلن رو برداشت، خیلی سرسری بوش کرد و بعد سر تا پاش رو از همون شیشه معطر کرد! دومی، یه دختر یازده- دوازده ساله ی سیاه پوست بود که اشانتیون یه ریمل رو برداشته بود و با مهارتی بسیار تحسین برانگیز چشم هاش رو آرایش کرد. کسی رو ندیدم خرید خاصی کنه. به جز یه خانم میانسال ایرانی که یه شیشه عطر خرید.
وقتی گشت و گذارم تموم شد سعی کردم یه شبکه ی اینترنت رایگان پیدا کنم ولی نشد. اومدم توی نزدیک ترین کافه تریا که همه لپ تاپ به دست نشسته بودن و یه پسورد خواستم. گفت حتما باید یه چیزی سفارش بدی، اینترنت رایگان روشه. منم گشتم توی منوش و ارزون ترین آبمیوه ی منو رو انتخاب کردم و یه بطری فسقلی آبمیوه ارو اپسیلون اپسیلون می خورم که تا خود پروازم طول بکشه و بتونم از آبمیوه و اینترنتی که دو دلار ناقابل برام آب می خوره استفاده کنم
دارم فکر می کنم چند ساعت دیگه فرودگاه "امام" ام و اونجا نه منطق فرودگاه سوئد رو داره نه زرق و برق فرودگاه استانبول رو. عوضش یه آقای پاسدار و دو تا خانم پاسدار مثل دفعه ی پیش سرتا پامو چک می کنن که به اندازه ی کافی اسلامی باشم. به نظرم فقط اینترنت توی فرودگاه ما رایگانه که خودش دو دلاری می ارزه
یه عکس از یکی از تابلوهای مشهور فرودگاه آتاتورک گرفتم، کابل مربوطه ارو پیدا نمی کنم که بریزم رو کامپیوتر، بعدا به پست اضافه اش می کنم
شنیدم توی فرودگاه امام بعضی وقت ها چک می کنن که پروفایل فی*سـ*بوک داری یا نه. واقعا چه قدر مضحک! پروفایلمو دیشب دی اکتیویت کردم.
برای دوستانی که توی سوئدن تعطیلات خوبی رو آرزو می کنم، جای همه اونایی که دوست داشتن ایران برن خالی. امیدوارم دوستانی که توی ایران هستن رو هم کم کم ببینم. همگی شاد باشید. به امید دیدار.
الان فهمیدم که چشمم منو رو اشتباه دیده و قیمت آبمیوه ارو با آب خالی قاطی کردم و حالا مجبورم شش دلار ناقابل بدم، این نشون میده که هرچقدر تلاش بر زرنگ بودن داشته باشی و برخصلت آبا اجدادی اصرار بورزی، بازم یه جای کار می لنگه. پس همون بهتر که معیار، خوشمزه بودن انتخاب منو باشه نه قیمتش!